امروزه گروههای مرجع طیف وسیعی را شامل میشود از عالمان دینی و اساتید دانشگاه و دولتمردان گرفته تا بازیگران و ورزشکاران و خوانندگان. به عنوان مثال اگر 50 فوتبالیست یا بازیگر مطرح سینما اعلام کنند که از این پس کالای خارجی که جایگزین ایرانی دارد، نمیخرند، تصور میکنید چه فضایی ایجاد خواهد شد؟ حتی اگر 10 درصد طرفدارانشان رفتار خود را تغییر دهند، چند کارخانه و کارگاه از رکود خارج میشوند؟ چند هزار جوان مشغول به کار میشوند؟ چند هزار خانواده از اعتیاد و فحشاء نجات مییابند؟ اینها خدماتی است که گروههای فوق میتوانند به مردم خود بدهند اما بیشتر دریغ میکنند.
به عنوان نمونه رهبر انقلاب در هفتم اردیبهشت 1390 فرمودند: «یکى از آفات موجود اجتماعى ما که ریشهى آن، میراث دوران طاغوت و دوران ظلمانىِ گذشته است، همین است که افراد، دلبستهى به تولیدات بیگانه باشند... یک عدهاى خوششان مىآید که بگویند فلان نشان خارجى روى لباسشان هست یا روى وسیلهى خوراکىشان هست؛ این یک بیمارى است؛ این بیمارى را باید علاج کرد. این کار، توجه نکردن به این است که ما پولى را که در این کشور به دست مىآوریم، میریزیم توى جیب یک کارگر خارجى، به زیان یک کارگر داخلى. این معنایش این است که ما به نیاز داخل، به کارگر داخل که دارد زحمت میکشد و جنس تولید میکند، بىاعتنائى میکنیم، میرویم سراغ کارگر خارجى. این خیلى عادت بدى است ...این طرف قضیه هم این است که کالاى ساخت داخل بایستى قانعکننده باشد؛ بایستى دوامش، استحکامش، مرغوبیتش جورى باشد که مشترى را قانع کند؛ این هر دو در کنار هم، یک کار لازم و واجبى است.»
سند زیر یکی از شواهد هوشیاری و غیرت اقتصادی عالمان دینی کشور در زمانی است که علماء بزرگترین گروه مرجع و فرهنگسازان اصلی جامعه به شمار میرفتند. نامه زیر را حدود 110 سال پیش (12 جمادیالاول 1324 قمری) 13 تن از علماء اصفهان امضاء و منتشر کردند، یعنی زمانی که تازه طلیعه این بیماری در کشور رخ نموده بود. جالب آنکه شیوه 13 عالم مذکور مواجههای کاملا فرهنگسازانه بوده و با روش افتاء (مانند فتوای تحریم تنباکو) تفاوت دارد. به بیان دیگر اینان استفاده از محصول خارجی را حرام ندانستند اما به همگان اعلام کردند که خود از آن اجتناب میکنند. متن نامه:
«بعد از تسبیح و تحمید، این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکنالملک متهد و ملتزم شرعی شدهایم که مهما امکن بعد ذلک تخلف ننماییم. فعلا پنج فقره است:
1. قبالجات و احکام شرعیه باید روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمینویسیم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمیشویم، ماها با این روش متعهدیم.
2. کفن اموات اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر ایرانی باشد متعهد شدهایم بر آن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوت بر آن میت بخواهند، ماها را معاف دارند.
3. ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده میشود قراردادیم مهما امکن هرچه بدلی آن در ایران یافت میشود، لباس خودمان را از آن منسوج نماییم و منسوج غیرایرانی را نپوشیم. احتیاط نمیکنیم و حرام نمیدانیم لباسهای غیرایرانی را، اما ما ملتزم شدهایم حتی المقدور بعد از این تاریخ، ملبوس خود را از نسج ایرانی بنماییم، تابعین ماها نیز کذلک. متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد.
4. میهمانیها بعد ذلک و لو اعیانی باشد، چه عامه و چه خاصه باید مختصر باشد، یک پلو و یک چلو و یک خورش و یک افشره. اگر زائد بر این کسی تکلف دهد ما را به محضر خود وعده نگیرد، خودمان نیز به همین روش میهمانی مینمائیم، هرچه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.
5. وافوری و اهل وافور را احترام نمیکنیم و به منزل او نمیرویم زیرا که [از] آیات باهره قرآن و حدیث لاضرر، ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانوادهها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری است به نظر توهین و خفت مینگریم.
علمائی که این نامه را امضاء کردهاند: حاجی آقا نورالله، حسین بن جعفر فشارکی، آقا نجفی، شیخ مرتضی اژه، میرزا محمدتقی مدرس، سید محمدباقر بروجردی، میرزا علی محمد، میرزا محمد مهدی جویباره، سید ابوالقاسم دهکردی، سید ابوالقاسم زنجانی، محمد جواد قزوینی، سید محمدرضا شهیر به آقا میرزای مسجدشاهی و حاجی آقا حسن بیدآبادی.
(منبع: موسی نجفی در کتاب حکم نافذ آقانجفی: عرفان، مرجعیت و سیاست، ص 84)